loading

وکیل معاضدتی


هنگامی که فرد توانگری مالی نداشته باشد می تواند از جمعیت وکلا درخواست وکیل معاضدتی کند. و انجمن نیز بعد از بررسی دقیق شرایط تقاضا کننده، وکیل معاضدتی به وی معرفی می کند. این نوع از وکیل، مخصوص کسانی است که سرمایه و توان مالی کافی را برای گرفتن وکیل ندارند؛ چرا که این نوع از وکیل حق دریافت هیچ وجهی تحت شرایط عناوین حق مشاوره و حق وکالت و غیره را به استثنای هزینه پیکه دادرسی از وکیل خویش نخواهد داشت.

همچنان از حقوق اولیه و شایانی هر فرد حق داشتن یک وکیل درجه یک است. و همان طور که در قانون اصل ۳۵ اساسی به وجود آمدهاست در همه دادگاه ها طرفیندعوا حق این را دارند که برای خود وکیل مناسبی انتخاب کنند و اگر حق توانایی انتخاب وکیل را نداشته باشند، حتما باید برای آنها امکانات تعیین وکیل انتخاب شود قسمت پیشین اصل مذاکره در خصوص استفاده از این که حق برای کسانی است که توانایی تعیین وکیل را ندارند و در آن به وضوح تأکید شده است که باید برای آن ها جزئیات و امکانات تعیین وکیل فراهم شود.

ملاحظه بر بررسی دقیق می شود که قانون اساسی به دلیل عهد و پیمان ملی ما پذیرفته است که از جمله معیار های گونگونی برا دادرسی داد گرانه برخورداری شده و صاحب دعوا از علم و دانش و تخصص وکیل دادگستری است. ادله عدالت قضایی پذیرفته می شود که قشر های کم درآمد و بی سرمایه در برخورداری از حق وکیل در مضیقه و گرفتاری قرار نگیرند. این نوع دسته از افراد ها می توانند به اظهار اجازه ماده ۲۴ قانون وکالت مصوب در ۱۳۱۵ از ازدهام وکلای دادگستری تقاضای همراهی کنند.

از شرایط داشتن وکیل معاضدتی

ماده ۲۴ قانون وکالت در این باره می گوید: افرادانی که قدرت سرمایه حق وکیل گرفتن ندارند می توانند از کانون تقاضای کمک و یاری نمایند، به شرط اینکه دعوا با اساس و راجع به شخص تقاضا کننده باشد. طرز تقاضا و بعضی از شرایط لازمه برای مساعدت قضایی را وزارت دادگستری به موجب نظام نامه تعیین خواهد نمود. برای همین مطابقت این ماده سه شرط پیش بینی شده که دو شرط آن نظیر بر تقاضا کننده است و شرط دیگر نظیر آن به دعواست.

شرط نظیر به تقاضا کننده از این بر قرار است:

  1. تقاضا کننده توانایی پرداخت حق وکیل گرفتن را نداشته باشد.
  2. تقاضا کننده به شخصی که به نفع او و سمت او در دعوا باشد.

و اما شرط لازم نظیر بر دعوا این است که دعاوی مطرح شده بسته به استدلال باشد و بیهوده یا حائز آزار و اذیت برای طرف مقابل ممکن نباشد. در عین حال این شرط ناظر شده موقعی به وقوع می پیوندد که خواهان تقاضا کننده باشد. برای همین شرایط ذکر شده قابل فراگیر کردن به مدعی نیست به عبارتی دیگر در فرضی که مدعی دعوا تقاضا کننده و کمک گذار باشد در نظر داشتن این شرط موضوع نفی شده است.

قاعده وکیلان چگونه این شرایط را برا فرد تقاضا کننده کسب می کند؟

از نظر کلی و قاطعیت تقاضا کننده مساعدت باید تَصَدُق بر با اعتمادان محلی یا نیروی انتظامی محل استقامت خود را پایه بر نبود توانایی پرداخت حق وکیل گرفتن و همچنین کپی کردن مدارک دعوا را الحاق درخواست کند.

اما موقعی که در اداره معاضدتی قضایی لازم است بداند که توضیحاتی را از تقاضا کننده بخواهد او به وسیله نامه یا هشدار اظهار می شود. همچنین اداره همراهی کردن می تواند تحقیقاتی در بُرهان دعوا کند و هرگاه مشخص شود که قصد تقاضا کننده سوء استفاده باشد باید از تعیین وکیل خودداری و تقاضا را رد بکنید. در صورت رد تقاضا کننده می تواند طی ده روز به هیعت مدیره کانون شکایت کند و رای داد خواست هیات مدیره در این خصوص الزامی است. علاوه بر اینکه گزارشاتی که تقاضا کننده معاضدت افشاء می دارد اداره معاضدت نیز موظف است به منظور کسب شرایطی که بیان می شود توضیحات لازم را از تقاضا کننده بخواهد یا اینکه در راسا آن را رَصَد کند.

در عین حال فرض بر اینکه که حکم بر ور شکستگی از پرداخت وجه هزینه دادرسی تقاضا کننده معاضدت فرستاده شده باشد به دلایلی از ماده ۵۱۳ قانون آیین باز پرسی مدنی عرضه حکم مذکور اکتفا می کند و نیاز به افشاء استدلال دیگری نیست.

حق وکیل معاضدتی چگونه تعیین می شود؟

از جمله تکلیف وکیل معاضدتی که در قانون وکالت گوشزد شده است ، تنظیم وکالت نامه با وکیل یعنی تقاضا کننده مساعدت است. در ماده ۲۳ این قانون مظرح شده است که چنانچه این موکل محکوم بر ورطه واقع شود حق وکیل گرفتن قانونی از آنچه دریافت می شود به او پرداخت خواهد شد. برای همین پرداخت حق وکیل گرفتن وکیل معاضدتی مشروط به دو شرط است:

  1. شرط اول بر این که وکیل محکوم به ورطه واقع شود.
  2. شرط دوم بر این که محکوم به وصول واقع بشود.

به همین دلیل چنانچه وکیل در دعاوی مطرح شده محکوم به ورطه واقع نشود یا بنا به دلایلی که محکوم به، قابل دریافت نباشد وکیل معاضدتی از دریافت حق گرفتن وکیل محروم خواهد بود. منظور از حق الوکاله قانونی حق الوکاله ای است که واسطه قرارداد حق وکیل تنظیمی به سازگاری رسیده اند. و فرض بر اینکه که در حق الوکاله قابل رسید نباشد یا خود وکیل محکوم مورد ورطه واقع نشود یا اینکه وکیل مدعی دعوا باشد، که محلی برای تامین آن گوشزد شده است.

دسته بندی نشده

0 0 vote
Article Rating
Subscribe
Notify of
guest
0 Comments
Inline Feedbacks
View all comments